تبلیغات
الله

الله
نویسندگان
توراغایب نامیده اند چون ظاهر نیستی نه اینكه حاضرنباشی .

غیبت به معنای حاضر نبودن تهمت ناروایی است كه به تو زده اند وآنان كه براین پندارند فرق میان ظهور وحضور را نمی دانند.

 امدنت كه در انتظار آنیم به معنای ظهور است نه حضور ، ودلشدگانت که هرصبح وشام تو را می خوانند ظهورت رااز خدا می طلبند نه حضورت را .

وقتی ظاهر می شوی همه انگشت حیرت به دندان می گزند باتعجب می گویند كه توراپیش ازاین دیده اند،  وراست می گویند چراکه تودر میان مایی ، زیرا امام مایی ...

جمعه كه ازراه می رسد صاحبدلان دل ازدست میدهند وقراراز كف می نهند وقافله دل های بیقرار روی به قبله می كنند وآمدنت رابه انتظار می نشینند......

واینك ای قبله هرقافله وای شبروان را مشعله، در آستانه هرجمعه بادلدادگان دیگر از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می كنیم.





طبقه بندی: شعر و متن ادبی،
برچسب ها: جمعه، انتظار، غیبت، حضور، ظهور، دعای فرج، شعر جمعه، دلتنگی، آیه،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ آیه ]

یکی به وقت گرینویچ

یکی نیویورک

و دیگری تهران

نیمی از جهان خواب است و

نیمی دیگر

خیال می کند بیدار است

من منتظرم

شاید کسی بیاید

تا تمام ساعت ها

به وقت آمدنش

تنظیم شود...

اللهم عجل لولیک الفرج

استاد رائفی پور :

انسان می تونه زیارت عاشورا و دعای کمیل و ...........هروقت که دلش خواست بخونه

اما دعای عهد رو باید حتما" صبح بخونه .یعنی اینکه

هر روزصبح از خواب پاشی و با صاحب زمانت عهد ببندی .

اما اینکه ما کی می خواییم از این خواب زمستانی بیدار بشیم الله اعلم.


منبع شعر:eghbaldoost.blogfa.com

منبع سخن: گفتمان دینی




طبقه بندی: شعر و متن ادبی، آیه نوشته ها،
برچسب ها: جمعه، ظهور، دلتنگی، دلنوشته، کسی می آید، آیه، شعر، Friday، appearance، nobody comes، verse، poetry،
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ آیه ]
پرده ی اول:

امروز جمعه است... توی ندبه خوندم: "عزیزٌعلیَّ اَن اَری الخلقَ و لا تُری".
 از صبح دارم این جمله رو با خودم تکرار می کنم... عزیزٌعلیَّ... خیلی فکرمو مشغول کرده...واقعاً ندیدن اماممون واسمون سخته؟ ما راحت زندگی نمی کنیم؟

راستی آقا! چرا ظهور نمی کنی؟

پرده ی دوم:

امروز جمعه است... خورشید غروب کرده اما تو نیومدی! به دور و برم نگاه می کنم،می بینم انگار نه انگار!هیچ کس ناراحت نیست. کسی مضطرب نشده. هیچ کس نمی پرسه چرا نیومدی؟؟ خسته و کسل میرم سراغ تلویزیون، هر وقت اتفاق خاصی می افته کلی بحث و تحلیل پخش می کنه.
اما... الان داره سریال نشون میده!!!

راستی آقا! چرا ظهور نمی کنی؟

پرده ی سوم:

امروز جمعه است... چند روزه مشکلی برام پیش اومده. خیلی کلافه ام... شنیدم که گفتی وقتی واسه فرج من دعا می کنید منم برای رفع گرفتاری شما دعا می کنم.
یه گوشه میشینم و ندبه می خونم...!! أینَ بَقیة الله...

راستی آقا! چرا ظهور نمی کنی؟

پرده ی چهارم:

امروز جمعه است... وقت نکردم ندبه بخونم! ظهر مهمون داریم... خیلی دیر کردن. مامان همه جا زنگ زده سراغشون رو گرفته...خیلی نگران شدیم...بالاخره از راه رسیدن،همه نفسِ راحتی کشیدیم...!

راستی آقا! چرا ظهور نمی کنی؟

پرده ی آخر:

امروز شنبه است. دیروز از صبح زود با بچه ها رفتیم بیرون. کوه... دریا... دیر وقت برگشتیم... خیلی خوش گذشت. جمعه  قشنگی بود!!!


خودت بخواه که این انتظار سر برسد
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست




برچسب ها: دلنوشته، جمعه، انتظار، موعود، امام عصر، ظهور، دعا، آیه، ندبه، چشم انتظار، منتظر،
[ جمعه 23 دی 1390 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ آیه ]
.: اللهم صل علی محمدو آل محمد :.
درباره وبلاگ


تو حجم بسته ی رازی اگر درست بگویم
تو ارتفاع نمازی، اگر درست گویم
تو نفی فاصله هایی میان عشق و دل من
ولی چه دور و درازی،اگر درست بگویم...
.
.
.
پر پرواز ندارم اما، دلی دارم و حسرت درناها...

التماس دعا

آمار آیه ای
آیه های امروز : 1 آیه
آیه های دیروز : 2 آیه
كل آیه ها : 3 آیه
آیه های این ماه :2 آیه
آیه های ماه قبل : 1 آیه
تعداد نویسندگان : آیه
كل مطالب : آیه
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
---------------------------------------------------
----------------------------------------
-------------------------------------------
--------------------------------------------- ----------------------------------------------